×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  پنج شنبه - ۱ حوت - ۱۳۹۸  
true
true
طرح صلح فراگیر برای افغانستان (قسمت دوم)

طرح صلح فراگیر سترجنرال استاد عطامحمد نور برای افغانستان

ب. بی ثباتی سیاسی و بحران دولت مداری

هر چند سراسر تاریخ معاصر افغانستان حداقل از زمان عبدالرحمن خان در اواخر قرن ۱۹ بدینسو بیانگر جنگ و منازعه خونین داخلی است اما بحران فعلی بطور مشخص  ریشه در عصر جنگ سرد و مداخله اتحاد شوروی سابق در افغانستان دارد. آشفتگی سیاست داخلی و خارجی افغانستان پس ازکودتای دواود خان در سال ۱۹۷۴ شتاب گرفت به نحوی که تنها طی ۳۰ سال ما شاهد ظهور و سقوط خشونت بار شش نوع نظام و رژیم سیاسی می­باشیم که در نوع خود یک ریکارد بی­سابقه جهانی محسوب می­شود و همین تغییر پیاپی نظام­های سیاسی از جمله مهمترین علل منازعات و ناامنی در افغانستان، منطقه و جهان بوده است. با سقوط نظام پادشاهی مشروطه ظاهر شاهی توسط داوود خان در سال ۱۹۷۴  شاهد  تأسیس نظام جمهوری داوود خانی  هستیم که  توسط کودتای کمونیست های هوادار شوروی در سال ۱۹۷۹ نیمه تمام باقی ماند و با ورود قوای متجاوز ارتش سرخ، شعله های نبردی نیابتی در اوج جنگ سرد میان آمریکا و شوروی در افغانستان زبانه کشید که نهایتاً منجر به سقوط آخرین حکومت کمونیستی (داکتر نجیب) در سال ۱۹۹۲ توسط ائتلافی از احزاب مجاهدین گردید. باوجود همه تلاش­های بین الافغانی و منطقوی برای تثبیت نظام اسلامی مجاهدین و آمدن صلح به کشور  جنگ زده افغانستان، پس از سقوط حکومت نجیب این بار با مداخله و حمایت­های پشت پرده کشووورهای خارجی جنگ داخلی در  بر میان احزاب جهادی آغاز شد که سرانجام به تسلط گروه طالبان    با حمایت شماری از کشورهای منطقه در سال ۱۹۹۶ بر کابل و تاسیس رژیم امارت اسلامی منجر گردید.  نهایتاً ظهور سازمان تروریستی القاعده و حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ باعث سرنگونی رژیم طالبان  توسط جامعه جهانی و ایجاد رژیم جمهوری اسلامی افغانستان (نظام حاکم فعلی) گردید. طی سه دهه شش رژیم سیاسی شامل شاهی  مشروطه، جمهوری، خلقی -پرچمی کمونیستی، حکومت اسلامی مجاهدین، امارت اسلامی طالبان و جمهوری اسلامی فعلی پی در پی  به قدرت رسیدند. علیرغم شتاب تحولات و ظهور دست کم شش نظام مختلف سیاسی طی فقط سه دهه در افغانستان، مطالبه و تقاضای  ملی صلح در این کشور همچنان ثابت و پابرجا است.

ج. بحران جانشینی 

ساختار حکومت اسلامی، ساختار امارت اسلامی تحریک طالبان و حتی ساختار فعلی جمهوری اسلامی هر سه از یک معضل مشترک و عمده رنج می برند؛ بحران جانشینی یا بحران چرخش مسالمت آمیز قدرت!

 مخالفان مسلح جمهوری اسلامی فعلی به این باوراند که رهبران مان را برای جامعه از طریق احاله به شورای اهل حل و عقد انتخاب، بر  کنار یا جانشین می نماییم؛ اما در عمل، آنها نشان داده­اند که حتی موضوع جانشینی برای آنها نیز می تواند بحران زا باشد. همانگونه که  اختلاف میان مجاهدین در کابل، پس از سرنگونی حکومت  داکتر نجیب رخ داد و پس از مرگ ملاعمر رهبر تحریک طالبان، آنها نیز دچار اختلاف دورن گروهی شدند.

 از سووی دیگر، نظام جمهوری مبتنی بر لیبرال – دموکراسی نیز با وجود عملکرد مؤثر و کارآمد در بستر تاریخی، اقتصادی، اجتماعی و  فرهنگی خود (یعنی اروپای غربی و آمریکایی شمالی) وقتی که در محیطی غیر بومی و متفاوت مثل افغانستان تطبیق شد، بلافاصله دچار همان معضل بحران جانشینی گردید. همان قسمی که در انتخابات ۲۰۰۹، ۲۰۱۴ و ۲۰۱۹ ما شاهد وقوع بحران­های ساختار شکن و بنیادی در موضوع جانشینی هستیم، که حتی اگر طالبان یا هیچ شورشی بنیادگرای دیگر علیه نظام جمهوری اسلامی افغانستان نجنگد، باز هم بدلیل وخامت بحران جانشینی و اختلافات سیاسی، صلح تامین نمی شود؛ چون این سیستم به صورت ذاتی و درونی مبتلا به بحران زایی است که یکی از علایم این بیماری و بحران، معضل چرخش مسالمت آمیز قدرت، عدم تفاهم بر سر مکانیزم قانونی تعیین جانشینی و  متمرکز بودن ساختار نظام ریاستی کنونی می باشد. از همین روی یکی از مهمترین خلاءها و نقاط ضعف هر دو گفتمانِ رقیب فعلی (یعنی گفتمان امارت خواهی و جمهوری خواهی) موضوع بحران جانشینی می باشد. به همین دلیل هر طرح صلحی که داعیه ملی داشته باشد باید بتواند مکانیزم مناسب برای فیصله بحران جانشینی در نظام پسا صلح نیز ارایه نماید.

 د. بحران اعتماد ملی:

ادامه دارد …

true
کلمات کلیدی :

این مطلب بدون کلمات کلیدی می باشد.

true
true
true

شما هم می توانید نظر خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس ایمیل شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false